خرید بک لینک

مایکروسافت در کنفرانس Digital Worldwide Partner نسخه جدیدی از ویندوز ۸ را معرفی کرد که قابلیت استفاده روی حافظههای قابل حمل را دارا است. این نسخه که Windows 8 To Go نام دارد، در واقع یک حافظه USB با حجم ۳۲ گیگابایت است که امکان ذخیرهسازی کلیه تنظیمات و برنامهها در آن وجود دارد.

Windows 8

این نسخه قابلیت اجرا روی کامپیوترهای قدیمیتر را دارد و همه اطلاعات مربوط به کاربر میتوانند روی همان حافظه ذخیره شوند. هدف مایکروسافت از تولید این نسخه، جلب توجه مشتریان تجاری خود بوده است که بتوانند در هر زمان ممکن، ویندوز خود را با تنظیمات اختصاصی خود روی هر دستگاهی اجرا نمایند.

بهعنوان مثال این قابلیت به کاربران اجازه میدهد تا فعالیتهای کاری خود را روی کامپیوتر شرکت خود انجام داده و ادامه فعالیت را به منزل بیاورند؛ در حالی که از همان برنامهها و تنظیمات استفاده میکنند.

مایکروسافت با تایید زمان عرضه ویندوز ۸، این تاریخ را برای مهر ماه امسال در نظر گرفته است.

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:27

همانطور که میدانیم، مایکروسافت در تلاش است تا با قدرت هرچه تمامتر، استفاده از رابط کاربری جدید مترو در ویندوز ۸ را برای کاربران خود ساده و لذتبخش جلوه دهد. از نظر خیلی از کارشناسان، این کار میتواند ریسک بزرگی برای مایکروسافت به همراه داشته باشد چرا که حداقل در ابتدای ماجرا ممکن است خیلی از مشتریان پیشین سیستمعامل ویندوز را دچار سر در گمی کند؛ اما آیا این همه ماجراست؟

Surface

Steve Kleynhans نایب رئیس شرکت Gartner عقیده دارد تا سال ۲۰۲۰ دسکتاپ فعلی ویندوز به فراموشی سپرده میشود. او با انتشار مقالهای به این موضوع اشاره کرده است که ویندوز ۸ چیزی فراتر از یک ارتقای نرمافزاری ویندوز است؛ این موضوع در واقع یک جهش فناوری نیز هست.

تنها جهش فناوری که پیش از این در سیستمعامل تولیدی مایکروسافت رخ داده بود، به سال ۱۹۹۳ مربوط میشود؛ زمانی که این شرکت تصمیم گرفت تا از DOS به ویندوز NT مهاجرت کند. این جهش چیزی حدود ۸ سال طول کشید و با معرفی ویندوز XP در سال ۲۰۰۱ پایان یافت.

حالا بر همین اساس، این نظریه عنوان میکند که ویندوز ۸ نیز بهعنوان دومین جهش مایکروسافت در این زمینه قرار میگیرد و احتمال میرود با رسیدن سال ۲۰۲۰ و معرفی نسخههای جدیدی از سیستمعامل مایکروسافت تا آن زمان پایان یابد.

در حال حاضر، کامپیوترهای شخصی تنها وسیلههایی نیستند که کاربران بهطور روزمره از آنها استفاده میکنند. تبلتها و گوشیهای هوشمند، گجتهای جدیدی هستند که علاقهمندان زیادی رو به استفاده از آنها آوردهاند و سیاست مایکروسافت در اجرای رابط کاربری مترو، شاید یکی از دلایلی باشد که نشاندهنده برنامهریزی بلند مدت این شرکت برای یکپارچه کردن محیط سیستمعامل دستگاههای مختلف کاربر است.

به احتمال زیاد کاربران طی ۱۰ سال آینده کماکان از برنامههای مبتنی بر Win32 استفاده خواهند کرد اما رویه شرکتها به توسعه برنامههای مربوط به WinRT افزایش چشم گیری پیدا خواهد کرد. Kleynhans عقیده دارد که تا زمان یاد شده، کاربران کمتر از ۱۰ درصد از زمان کار خود را به استفاده از برنامههای Win32 صرف خواهند نمود.

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:27

در دنیای سیستمهای عامل امروزی، در کنار ویژگیها و امکانات یک پلتفرم که میتواند به عنوان مزیت آن در نظر گرفته شود، بازار اپلیکیشنهای قابل اجرا روی آن نیز بهعنوان مهمترین نکته برای جذب کاربران به سوی آن بهحساب میآید. اپل برای iOS و گوگل برای اندروید چند سالی است که روی این موضوع مانور زیادی دادهاند.

Firefox Logo

فایرفاکس که چندی پیش خبر از عرضه سیستمعامل مخصوص موبایل خود را داد، برای موفقیت و رقابت با سایر پلتفرمهای محبوب موجود در بازار، نیاز دارد تا در این زمینه بهخوبی عمل کند.

کارلوس دومینگو، مدیر محصولات و نوآوریهای اپراتور Telefonica در مصاحبهای که در همین رابطه با وبسایت Techradar داشت، اشاره جالبی را به این موضوع کرده است.

او گفت بر اساس بررسی آنها، ۷۵ درصد از اپلیکیشنهای موجود در گوگل پلی و اپ استور اپل به وسیله HTML 5 نوشته شدهاند و این موضوع، امکان پورت کردن آنها را به Firefox OS بسیار ساده میکند.

سیستمعامل فایرفاکس قرار است بر پایه تکنولوژی HTML 5 تولید شود و این موضوع، تولید اپلیکیشن برای این پلتفرم را ساده و سریع میکند. در واقع همه توسعهدهندگانی که در حال حاضر نسخه وب برنامه خود را بر پایه HTML 5 تولید کردهاند میتوانند بهراحتی آنرا برای این سیستمعامل نیز بهینه کنند و اپلیکیشن خود را در قالب یک برنامه مخصوص این پلتفرم عرضه نمایند.

در حال حاضر موزیلا مشغول تلاش برای توسعه مارکت اختصاصی اپلیکیشنهای خود است و این مورد میتواند همزمان با عرضه اولین گوشی مبتنی بر سیستمعامل فایرفاکس، مزیت مناسبی برای خریداران این دستگاهها بهحساب بیاید.

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:27

http://maryamt700.persiangig.com/lll.jpg

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:27

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:26

عکس های جالب از دنیای جعبه ها

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:26

یه پسرکوچک به یک ستاره نگاه کردوگریه سرداد ستاره گفت:

پسرچرا گریه میکنی؟

پسرگفت:توخیلی دورهستی من هرگزقادرنخواهم بودتورالمس کنم

ستاره پاسخ داد:پسراگرمن هم اکنون درقلب تونبودم تونمیتوانستی مرا ببینی

سهراب سپهری

به تماشا سوگند.....

وبه آغازکلام...........

آفتابی لب درگاه شماست!

که اگر دربگشاید،به رفتارشمامیتابد!

گاندی میگوید:شادکردن قلبی بایک عمل،بهتراز هزاران سراست که به نیایش خم شده باشد

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:26

یکی بود یکی نبود چهار شمع به آهستگی می سوختند ودر محیط آرامی صدای صحبت آنها به گوش میرسید: شمع اول گفت: من صلح و آرامش هستم اما هیچ کس نمیتواند شعله مرا روشن نگه دارد.من باور دارم که به زودی میمیرم...سپس شعله ی صلح وآرامش ضعیف شد تا اینکه به کلی خاموش شد.

شمع دوم گفت:من ایمان هستم.برای بیشتر آدم ها دیگر در زندگی ضروری نیستم:پس دلیلی وجود ندارد که روشن بمانم...سپس با وزش نسیم ملایمی:ایمان نیز خاموش شد

شمع سوم با ناراحتی گفت: من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم که دیگر روشن بمانم.انسانها مرا در حاشیه زندگی خود قرار داده اند واهمیت مرا درک نمیکنند آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیک ترین کسان خود عشق بورزند.طولی نکشید که عشق نیز خاموش شد....

ناگهان کودکی وارد اتاق شد وسه شمع را خاموش دید. چرا شما خاموش شده اید شما قاعدتا باید تا آخر روشن بمانید. سپس شروع به گریه کرد.

آنگاه شمع چهارم گفت: تا زمانی که من وجود دارم ما میتوانیم دوباره بقیه شمع ها را روشن کنیم من امید هستم کودک با اشک وشوق شمع امید را برداشت وبقیه شمع ها را روشن کرد نور امید هرگز از زندگیتان خاموش مباد

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:26

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net دوستت دارم
شکلک یاهو - جدید - تصاویر زیبا ساز

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:26

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:26

loo3-6.jpg

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:26

بسمه تعالی

دختر با ناز به خدا گفت:چطور زیبا می آفرینی ام وانتظار داری خود را برای همگان جلوه گرنکنم؟

خدا گفت:زیبای من تورا فقط برای خودم آفریدم.

دخترک پشت چشمی نازک کردوگفت خدا که بخل نمی ورزد بگذار آزاد باشم.

خدا چادر را به دخترک هدیه داد.دخترک با بغض گفت:با این؟؟این طور که محدودترم.اصلا می خواهی زندانی ام کنی؟ یعنی اسیر این چادر مشکی شوم؟

خدا قاطع جواب داد بدون چادر اسیر نگاههای آلوده خواهی شد...

هر چیز قیمتی را که در دسترس همه نمیگذارند تو جواهری.

دخترک باغم گفت:آخر ...آخر آن وقت دیگر کسی مرا دوست نخواهد داشت.نه نگاهی به سمت من خواهد آمد ونه کسی به من توجه میکند...

خدا عاشقانه جواب داد من خریدار تو ام.منم که زود راضی میشوم و نامم سریع الرضاست.

آدمیانند وهزاران سلیقه.هر طور که بپوشی وبیارایی باز هم از تو راضی نمیشوند.

اصلا مگر تو فقیر نکاه آدمی؟آن نگاه ها مصدومت میکنند.

دخترک آرزویش را به خدا گفته بود ومیخواست چونان فرشته ای محبوب جلوه کند.

خدا با لطف جوابش راداد:دخترک قشنگ. وقتی با حجاب و عفاف در میان گرگان قدم بر میداری فرشته ای.

دخترک زبان دور دهان چرخانید وگفت:مگر خودت زیبایی را دوست نداری؟این طور ساده که نمیشود.میخواهم جذاب تر شوم وخریدنی..................................

مداد شمعی سرخش را بر داشت ولبانش را قرمز کرد.

ماژیک مشکی به دست گرفت ودور چشمهایش کشید وبعد همچون برف سفید جلوه مینمود.

آبشاری از گیسمانش را هدیه داد به نگاهها .مفت ورایگان.

دخترک چون عروسکی در بازار دنیا پشت ویترین خیابان خود را به نمایش که نه به فروش گذاشت

بر چسبی روی هر نگاه دخترک به چشم میخورد:حراج شد حراج شد

وهر کس رد میشد میگفت آن چیز که حراج شود حتما ارزش وقیمتی ندارد وهمگان رد میشدند وهیچ کس نخریدش..

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:26

باران نباش تا با التماس به شیشه بکوبی که نگاهت کنند ابر باش که با التماس نگاهت کنند که بباریطلوع

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:26

بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.

* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.

* ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

* آنکه خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.

* خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.

* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.

* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.

* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.

* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.

* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.

* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟

* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 2:25

center">

از دورترین فاصله ها به هم رسیدیم و تا اوج بودن با همیم..


بهای عشق چیست به جز عشق..


به هم رسیدن یعنی آغاز..!


باهم ماندن یعنی زندگی..!


زندگی با عشق یعنی کامیابی..!

پایان هر رفتن رسیدن است..

و ما اکنون به نقطهای رسیدهایم که آغاز یک رفتن است..

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 18:51

زیاد زحمت نکشیدم.. خوب اینم میشه نتیجم دیگه..

ناراحت نیستم.. آخه باید سال دیگه اسمم تو دانشگاه تهران باشه..

خدایا عشقم که قبول شه کفایت میکنه..

چقدر هفته ی آخر با بچه ها خوش گذشت.. اینم یه دوره ی کوتاه با این دوستای خوب و مهربون..

فاطمه جونم یوکا جونم سروش جونم (دختره ها) خیلی دوستون دارم..

ارم و فرحزاد رفتنمون خاطره شد..

لیلا جون ایشالله که یه روزی به خودت بیای و نصیحتا روت اثر کنه..

واست آرزوی خوشبختی میکنم نه پشیمونی..

خدایا بیمارستان اوکی شه..! عشقم خداروشکر کارت جور شد..

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 18:51

وقتی حضورت معنای زندگیم شد

آنقدر عاشقت شدم که لحظه ها را به شوق دیدنت سپری می کنم

با تو بودن برایم از هر بهاری شکوفاتر است

همیشه خندان بمانی روزت را با تمام وجودم تبریک می گویم

بهترینم

عشقم

روزت مبارک


امروز با یوکا رفتم واست هدیه گرفتم.. امیدوارم که خوشت بیاد.. دوست دارم آقایی..

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 18:51

واقعا به این نتیجه رسیدم که اصلا نمیشه فردارو پیشبینی کرد.. هر لحظه ممکنه یه اتفاقی بیوفته..!!

یه برنامه میریزی یه اتفاقی غیره منتظره همه چیو تغییر میده.. پس تسلیم سرنوشتیم..

این یکی واست یه تجربه ی یزرگ شد.. سعی کن فراموشش کنی..

دوست ندارم عذابت بده.!!

خداروشکر به خیر گذشت.. با همه ی بدیش اما کلی سوژه خنده شده ها..!

بیخیاااااااااااال.. تنها چیزی که بهترین مرحمه..!

دلم گرفته.. تقصیره کیه نمیدونم..!!! این چه احساسیه نمیدونم!!

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 18:51

مرسی با مهربونیات و دوست داشتنت بهم افتخار دادی.. چه روزای قشنگی گذشت..!!

فقط اگه استرس درس نبود بیشتر آرامش داشتم..

اما خیلی بهتر از اونی بود که فکرشو می کردم..

چقدر از دست این دایی خندیدیم..

سینما.. دربند که رفته بودیم.. این بارم درکه..! شیر طالبی..

عمارت.. گوسفند.. کباب.. رقص.. خنده هامون..

دیگه داره روز شمار قشنگترین اتفاق زندگیم میرسه.. از 1 ماه کمتره..

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 18:51

امروز روز من بود.. چقدر قشنگتر از اونی که فکرشو میکردم..

خیلی خوشحالم.. انقدر که از خوشحالی نمیتونم جلو اشکامو بگیرم..!!

میدونی این دومین تولدی که داری واسم پر خاطره ترین روز زندگیم میکنی..

دارم فکر میکنم هر سال که تولدمه

چند نفر از لیست کسایی که سال قبل تبریک گفتن حذف شدن

و به جاش چند نفر به اونایی که روزه تولدم خوشحالشون میکنه و بهم تبریک میگن اضافه ..

امروز فهمیدم به اندازه ای که تو دوستم داری من دوستت ندارم..

حالا به روی خودم نمیارم که گیر ندی..

اما قول میدم جبران کنم..

همیشه فکر میکردم کسی نمیتونه به ظاهرم که شده

به اندازه مادر و پدر خودم دوستم داشته باشه..

اما برعکس این محبت و دوست داشتنی که من میبینم باور نکردنیه!!

یه مامانه دیگه دارم که بغلش بهم آرامش قلبی میده..

وقتی اونجوری منو میبوسه و تو آغوش میگیره انگار هیچ غمی ندارم..

نگاه های مهربونش .. دوست داشتنی که واسم قابل درک نیست..

یه بابای دیگه دارم.. امروز با اون بغل مهربونش همه ی نگرانی های دلم و از بین برد..

خوشحالیمو هزار برابر کرد..

همه ی اینارو مدیون بودنتم.. قول میدم لایق این دوست داشتنا باشم ..

چه شهر و خیابونای زیبایی.. چه با هم بودنه قشنگی..

چه محله و خونه ی گرمی.. جایی که تو توش بزرگ شدیو الان شدی امید زندگیه من..

آبجی های مهربونم..دوستون دارم..

( اجازه و احترام مامان..دریاچه..کوه های سبز.. دو در شاسی بلند.. اشتباه ۲۲.. خنده هامون.. مرسی از دوستای گلی که این روزو یادشون بود.. اما لیلا دلم ازت گرفت!)

" ازکسانی که از من مـــــــــــتنفرند سپاس. ،

آنها مرا قوی تر می کنند. "

"از کسانی که مرا دوســـــــــــــــت دارند ممنونم،

آنان قلب مرا بزرگتر می کنند."

"ازکسانی که مرا ترک می کنند متشـــــــــــــکرم،

آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست."

"از کسانی که با من مـــــی مانند سپاسگزارم،

آنان به من معنای دوست داشتن واقعی را نشان می دهند."

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 18:51

امیدوارم لایق این همه دوست داشتنت باشم..

از بعضی رفتارام خیلی بدم میاد.. بدبینی.. نا امیدی.. تکرار حرفایی که میرنجونمت..

مرسی از این همه تحمل و درک و صبرت.. مرسی از این همه امید و آرامشی که به زندگیم دادی..

وقتی پیشمی انگار یه کوهی از محبت و دلگرمی پشتمه!!

خیلی چیزارو ازت یاد گرفتم..

این دفعه چقدر زود گذشت.. فرودگاه..!! پارک.. ۴شنبه سوری.. خداحافظ..!!

اخرین شبه سال ۹۱..

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 18:51

آبجیه خوشگلم امروز از خوشحالی چشمات برق میزد..

آرزوی من دیدن خوشحالیه توا..

بعد از چند روز استرس و نگرانی و تدارک دیدن امروز به خوبی و خوشی تموم شد..

تولد قشنگی بود..

مرسی از دوستای مهربونت که امروزو واست قشنگ کردن..

بیشتر بهت نگاه کردم.. نه انگار بزرگ شدی..!!

کوچولویی که ۱۲ سال پیش تو بغل خودم به دنیا اومد ..

فکر نمیکردم یه روزی بتونه محرم اسرارم بشه..!!

دوســـــــــــــــــــــــــــت دارم.. زمینی شدنت مبارک..

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 18:51

روزهای خوب و بد .. بالا و پایین زندگی.. همه چی آدم و از خودش دور میکنه..

دیگه وقت خلوت کردن با خودت و خدا کم میشه..

اما همه به کنار .. امروز باید واسه تو باشه.. امروز روز توست..

قشنگ ترین روز خدا.. روزی که تو چشمای قشنگتو تو این دنیا باز کردی..

به دنیا اومدی که الان بتونی دنیا و زندگیمو عوض کنی..

ای کاش این روز قشنگ پیشم بودی..

انقدر بزرگ و مهربونی که نمیفهمم لحظه های عمرو زندگیم چه جوری داره میگذره..

میشه همیشه همینجوری باشه؟؟ میشه هیچی تغییر نکنه؟؟

آرزوی هر شب و هر روزم از خداست!!

می خواستم زیباترین کلام را برایت بنویسم.. اما پنداشتم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست..

تــــــــو لــدت مـــــبارک..

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 18:51

از باروونی مینویسم که من و خیس نکرد.. عاشق کرد..

بارون که میاد یاد شهمیرزاد و خاطرات باروونیش میافتم..

مخصوصا روزای خیس با تو بودن.. کنارت ذره ای از سرما خبری نبود.. فقط گرما و آرامش..

بافتن شالگردن... وای چقدر قشنگ بود..

صدای شر شر بارون گوشامو نوازش میده..

و اینک بارون بر لبه ی پنجره ی احساسم مینشیند..

کلی خاطره مث یه فیلم از جلو چشام رد شد..

امشب و دوست دارم.. با اینکه خیلی خسته ام..

مهربونم دوست داشتنه تورو از همه ی اینا بیشتر دوست دارم ..

واقعا دوست داشتن خیلی بالاتر و بهتر از عشقه..

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 18:51

متاسفم الان حضور ذهن ندارم

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 14:31

بسم الله الرحمن الرحیم

اول که اسم خداس و بعد هم نام خدا.....سلام


یکی از بازدید کننده های وبلاگ یه نظر خصوصی گذاشتن واسه من....انتقاد کردن به گیر دادن به چادر...در مورد پست (ما خون دادیم برای چادر تو.....)که اگه چادر واسه خانوماس کنترل چشم هم واسه آقایون.....

که با عرض معذرت خواهی از ایشون متن کامل پیامی که خصوصی دادن رو عمومی میکنم...این متن کامل پیامشونه....

بد نبود یعنی تراژدی قشنگی بود اما
از نظر من که دخترم
اگه واسه ما چادر هست واسه شمام خداچشم گذاشته اما چرا همه ب چادر گیر میدن اما هیچ گشت ارشادی واسه چشمای شما نیست از شما
منظورم مردا.....
اگه خواستی به منم سر بزن جوابتو بگو


این هم که عمومیش میکنم...واسه اینه که هیچ چیز ارتباطی نذاشتن.....و خب از نظرم بحث جالبیه.....و جای بحث داره.....

نگاه کنین من نظر خودمو میگم....ولی اگه کسی اومد تو وبلاگ این حقیر و نظری داشت تو نظرا به طور عمومی بگه....شاید ماهم به راه راست هدایت شدیم.....

از نظر من آقایون مومن هم کنترل چشم دارن...اما تو جامعه همه مومن نیستن!!!پس 100% چشم نا پاک هم هست....که بازهم 100% نمیشه تو خیابون راه بری هی جلو هر پسری رو بگیری بگی چشت داشت دنبال اون دختر خانومه میرفت.....میشه؟

تازه همین الان هم در مورد خانوما هم همچین کاری نمیشه کرد که جلو همه رو گرفت و گفت چادر بکن سرت....و به خاطر اینکه کار درستی نیست این کار هم نمیشه....نه اینکه نتونن.....

این یه مسئله.....مسئله دیگه هم اینکه...

شما بری زیر بارون مجبوری واسه اینکه خیس نشی چتر بگیری رو سرت....میشه از زیر بارون جا خالی داد؟؟؟؟نمیشه دیگه....تو جامعه هم نگاه ناپاک خیــــــــــــــــلی زیاده....مثه بارونه....اونی که بخواد حفظ شه میتونه از ابزارش استفاده کنه....حالا چه اون ابزار چادر باشه...چه هر چیزی که از نظر خودش و دینش درست و در شان خودش باشه....یکی خودش رو خیلی پاک میدونه در حد خودش....یکی هم نمیخواد...اجباری در کار دین بالاخص اسلام نیس.....

و در آخر:

ما چند روز پیش جایی بودیم...یه حاج آقایی هم همراهمون بود...حرف قشنگی میزد....یکی از جمله هاش در مورد حجاب این بود:

فلسفه واقعی حجاب(چه در مورد پسر و چه در مورد دختر)اینه که کسی جذب من نشه....تا همسر خودش تو دلش بمونه....وپرهیز شه از تنوع طلبی.....

اینا نظرات این حقیر در این مبحث بود...منتظر نظرات شما فیلسوف های گرامی نیز هستیم....

یا علی....

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: دوشنبه 24 تير 1392 ساعت: 15:03

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

در پس از غروب دومین روز ماه مبارک رمضان به سر میبریم ک من تازه به این فکر افتاده ام که پستی زنم از برای تبریک و تسلیت....نه ببخشید تهنیت آغاز این ماه مبارک.....

حالا نه،جدی جدی چندتا مون از اومدن ماه رمضون خوشحال شدیم؟چند تامون اصن فرقی نداره برامون....چندتامون ناراحت؟


به بعضیا باید این ماه رو تبریک گفت......به بعضی تسلیت.....بعضیا هم عین....باید زل زد تو چشاشون.....ببینی کی سیر میشه وسط ماه رمضون دس از نهارش میکشه!!!!!

به قول یکی میگفت:قبلا اونایی که روزه نداشته قایم میشدن تا مزاحم روزه دارا نشن.....حالا کم کم دیگه باید روزه دارا قایم شن تا مزاحم غذا خوردن مردم نشن!!!!!

حالا بحثم این نیس.....اصلا بحثی در کار نیس!!!هست؟

خلاصه چه هست و چه نیست.....خیلی التماس دعا داریم.....مخصوصا تو شبای قدر....


آدم که میره مهمونی تا جا داره میخوره.....معمولا واسه خونواده هم میدن که ببری.....حالا این یکی مال خداس...تاجایی که میتونیم واسه خودمون برداریم....آخر سر هم دیگرون یادمون نرن....

ولی بعضی وقتا خیلی تعجب میکنم....نه آدم درست و حسابی هستم....نه وزیرم....نه وکیلم....نه نماینده فضلم....خلاصه هیچی نیستم.....ولی همیشه مهمون وی آی پی خدام.....من تنها نه....همه مردم....یه ماه تو سال مهمون وی آی پی خدان.....خدا خودش اختصاصا به حرفامون گوش میده.....رزق میاره سر سفره مون.....دیدار اختصاصی 3 شبه واسمون ترتیب میده.....نازمون رو میکشه......خلاصه خودشو به آب و آتیش میزنه تا محلش بزاریم.....اونم خدایی که به هیچکدوممون نیازی نداره....(ان الله لا یغیروا ما بانفسهم)(رعد/11)خلاصه انقدر مهربونی میکنه....آخرشم عاشق نمیشیم.....فک کنین یکی برداره شمارو یه ماه همه چیزو براتون تغییر بده....حتی خودتون رو مجبور کنه جوری رفتار کنی که بیشتر باهاش درگیر شی و دوستش داشته باشی!!!!بعد آخرهم وقتی اون یه ماه تموم شه هیچ حسی نداشته باشی....به جز اینکه از یه اجبار داری خلاص میشی!!!!دیگه طرف دورت که خوبه....کلا خودتو هم خط خطی میکنه!!!!


حالا باز خدا با این همه تفاسیر هنوزم دوست داره.....امسالم مهمون وی آی پیت کرده.....هنوزم دنبال اینه که عاشقت کنه.....نامردیه ندید بگیریش این همه عشق رو......


باید اول رمضون بگن اینجا دیوانه خانه ست....عقل را راه ندهید....با جنون وارد شوید.....

یا علی....در پناه حق.....

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: دوشنبه 24 تير 1392 ساعت: 15:03


هرگاه تنها شدی پی تن ها نرو.....

گاهی تنهایی خوب دلیلی ست برای بریدن از تن ها.....

و گاهی دلیل خوبیست که بفهمی تنها،تنهای عالم همانیست که تنهایت نمیگذارد با تن ها.....

خدایا دستم را رها مکن.....

میان این تنهایی میان تن ها.......

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: دوشنبه 24 تير 1392 ساعت: 15:03


برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: دوشنبه 24 تير 1392 ساعت: 15:03

بسم الله الرحمن الرحیم

یه چیز جالبی که تو این ایام برام پیش اومد شنیدن یه سری کارای خیلی هیجان انگیز و جالب بود توسط یکی از کاندیدا ها....

تا این که چند وقت پیش یکی از طرفدارای همون کاندیدا یعنی دکتر جلیلی اینا رو نقض کرد....واسم جالب بود...رفتم ازش پرسیدم که چرا کاندیدای خودتو تخریب میکنی؟گفت چون حقیقت نداشته....

رفتم تو اینتر نت یه سرچی زدم دیدم بــــــــــــــــــله...دروغ بوده....چون سایت خود آقای جلیلی هم تکذیبیه داده بود...

اینم بخشی از تکذیبیه سایت حیات طیبه:

((«در مذاکرات قبل وقتی تهدید کردند اگر کوتاه نیایید به ایران حمله می کنیم، سعید جلیلی پای مصنوعی خود را درآورد، روی میز گذاشت و گفت: این پا را در جنگ قبلی دادم، پای دیگرم را هم در جنگ بعدی میدهم و سالن را ترک کرد.»

این عبارت به کرات در اینترنت کپی – پیست شده است. عبارت تکاندهندهای است برای بعضیها. فقط یک نکته درباره آن وجود دارد که خلاف واقع است و صحت ندارد. در مذاکرات هسته ای هیچ وقت چنین اتفاقی نیفتاده است.

در بعضی از روایات مطرح شده در باب مذاکرات نقل شده که ایشان به نشانه اعتراض به مسئلهای سالن مذاکره را ترک کرده است در حالی که ایشان در مذاکرات هستهای هیچ وقت سالن مذاکره را ترک نکرده اند. ضمنا ماجرای حافظ قرآن بودن ایشان هم که در برخی پایگاههای اینترنتی نوشته شده واقعیت ندارد. کاندیدای دولت و مشایی بودن آقای جلیلی هم واقعیت ندارد. همانطور که کاندیدای رهبری بودنش هم واقعیت ندارد. همان طور که خبر تحویل ستادهای مشایی به ستادهای مردمی او درست نیست.))

اینم از لینک سایت ایشون:http://www.drjalily.com/archives/6104

این حرفایی که زدم نه برای حمایت از کاندیدای خاصی بود...نه واسه تخریب کسی...بلکه واسه این گفتم که با توجه به بیانات رهبری باید داشته ها عرضه بشه...نه نداشته ها....

یا علی....التماس دعا....

برچسب: نویسنده: مهران تاريخ: دوشنبه 24 تير 1392 ساعت: 15:03

صفحه بندی